الشيخ البهائي العاملي

683

جامع عباسى ( با حواشي هشت فقيه واليمقام ) ( طبع جديد ) ( فارسى )

مهر ندارد . يازدهم : فسخ كردن مرد نكاح زنى را به ادّعاى آنكه دختر زنى [ 1 ] بوده كه او را مهر كرده‌اند آنگاه پيش از دخول ظاهر شود كه دختر كنيز است با فسخ كردن مهر ندارد . دوازدهم : فسخ كردن نكاح كنيزى كه پيش از دخول آزاد شود و شوهر او غلام [ 2 ] باشد چه در اين صورت مهر ندارد . سيزدهم : فسخ كردن زن آزاد نكاح خود را پيش از دخول به‌واسطهء خواستن شوهر او كنيزى بىاذن او ، چه در اين صورت [ 3 ] با فسخ مهر ندارد . [ 4 ] چهاردهم : فسخ كردن عمّه و خاله پيش از دخول نكاح خود را جهت خواستن دختر برادر و دختر خواهر ايشان بىرخصت ايشان ، چه در اين صورت پيش از دخول با فسخ مهر ندارد . فصل دوازدهم در بيان آنكه در چند موضع نصف مهر لازم است : بدان كه در نُه موضع [ 5 ] زن نصف مهر مىگيرد : اوّل : طلاق دادن زن پيش از دخول و اگرچه متعه باشد و مدّت را به زن ببخشد نصف آنچه به او قرار داده بدهد ، و اگر زنى مهر خود را به چيزى صلح كرده باشد آنگاه پيش از دخول آن زن را طلاق دهد نصف مهر مسمّى [ 6 ] را شوهر از زن مىگيرد نه

--> [ 1 ] - يعنى دختر زن آزاد بوده . ( دهكردى ، يزدى ) [ 2 ] شوهر آزاد باشد نيز چنين است . ( دهكردى - يزدى ) [ 3 ] گذشت كه نمىتواند فسخ عقد خود كند بنابر اظهر و همچنين در عمّه و خاله . ( دهكردى ، يزدى ) [ 4 ] حكم در سيزدهم و چهاردهم خالى از اشكال نيست . ( تويسركانى ) [ 5 ] جمله‌اى از اين نُه موضع محلّ تأمّل است و مراعات احتياط خوب است . ( تويسركانى ) * پس مراعات احتياط را ترك ننمايند . ( صدر ) [ 6 ] يعنى عوض نصف مهر مسمّى ، چون خود مسمّى گويا تلف شده است به انتقال به صلح . ( دهكردى ، يزدى ) * زيرا كه طلاق قبل ازدخول كشف‌كردكه مورد صلح‌نصف مهرمسمّى بوده‌است‌ونصف‌ديگر مال شوهر بوده‌است درواقع ، پس صحيح ونافذ نمىشود بالنسبة إلىالمجموع . ( نخجوانى )